حسين قرچانلو

90

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

محنتها و رنجها ديدند . « 1 » اين امر نشان مىدهد كه مكتب عقلانى معتزله در آن روزگار هنوز چيره بوده و از همان مقبوليّتى كه بعدها مذهب اهل سنت يافت ، برخوردار بوده است . « 2 » تأليفات جرمى ، كه در اين حكايت بدان اشاره شد ، از نظر مستشرقين اهميت دارد . اگر آثار او باقى مانده بود ، طبعا مىتوانستيم دربارهء بسيارى از مسائل مربوط به تكامل اطلاعات جغرافيايى مسلمانان قضاوت كنيم ، ولى متأسفانه از همهء تأليفات او ، جز قطعه‌اى ناچيز كه صحت انتساب آن نيز به مسلم بن ابى مسلم جرمى مورد ترديد است ، چيزى باقى نمانده است . در اين قطعه درباره تعداد ولايتهاى روم شرقى و مسائل مربوط به تنظيمات آن سخن گفته شده است . « 3 » اين قطعه را ابن خرداذبه نيز روايت كرده است . « 4 » به احتمال زياد خبرهايى را هم كه قدامه دربارهء بيزانس و تقسيمات آن نقل كرده ، متعلق به جرمى بوده كه ضمن آن اطلاعاتى دربارهء جنگهاى مسلمانان در آسياى صغير ( ثغور ) دارد . « 5 » به‌هرحال مسلم است كه تأليفات جرمى منبع بسيار مهمى براى آشنايى مسلمانان عرب با دولت روم شرقى بوده است و براى نخستين‌بار اطلاعاتى دربارهء صقلابيان و همسايگانشان مىدهد . بنا به گفته بار تولد تمام جغرافيادانان متأخر در جهان اسلام ، گفته‌هاى مسلم جرمى را بدون ذكر منبع آن نقل كرده‌اند . مثلا به نظر مىرسد كه نامگذارى درياى سياه به درياى خزر از اوست و همو صقلابيان را از سمت مغرب همسايه مقدونيه دانسته و بر جان يا بلغارهاى كنار درياى سياه و سواحل دانوب را از سمت مغرب همسايه تراكيه و از سمت شمال همسايه مقدونيه به حساب آورده است . « 6 » تقريبا 50 سال پس از مسلم جرمى در حدود سال 288 / 900 هارون بن يحيى به اسارت روم شرقى درآمد . از وى مطالب بسيار ارزنده‌اى در وصف قسطنطنيه ( پايتخت بيزانس ) باقى مانده است . ابن رسته ( م . 290 ) جغرافيادان اواخر قرن سوم هجرى قسمت

--> ( 1 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 171 و 172 . ( 2 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 149 . ( 3 ) . همان ؛ ص 149 . ( 4 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 105 . ( 5 ) . نبذ من كتاب الخراج و صنعة الكتابة ؛ ص 252 و 253 به بعد . ( 6 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 150 .